تبليغاتX
زن باکره
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خب چرا نمی نویسی؟

 

چند روزه كه هي ميام و مي رم.. و هي خودم رو مكلف مي كنم به نوشتن.. آگاهانه.. باز فرار ميكنم.. آگاهانه تر..

اين روزها بدجوري بهم ريخته ام.. اعصاب هيچي رو ندارم.. ديدن ناراحتي كساني كه عاشقشون هستي.. خودش بدترين ناراحتي ها و رنجهاي آدميزاده..

از طرفي بي مهري كساني كه براشون دل سوزوندي.. كاري كردي.. مهري .. محبتي.. عشقي.. اشكي.. لحظاتي..

باز بدتر اين كه افرادي كه بايد مرهمي باشند.. كمكشون پيشكش.. هر بار يه جوري سركيسه ات كنند و شايد پيش خودشون بگن اين كه حاليش نيست..

و تو هي .. صبح تا شب .. سگ دو بزن.. باز آخر ماه هيچي به هيچي.. همه چي سر جاشه. .. از جمله قرضهايي كه موعدش خيلي وقته گذشته...

باز بدترش هم هست .. مث اينكه همه اينها رو هي با خودت مرور كني .. اما هيچكي نفهمه .. و هي خودت رو الكي بزني به شادي.. اما بيشتر عصبي نشون بدي تا خوشحال..

حالا سرما هم بخوري و هي دماغت رو بخواي بكشي بالا و ..

باز بدترش.. به يه نفر قول كمك بدي ... اما يه دفعه شك كني.. و ندوني كه اين كار درسته يانه..

و باز...

بازم بگم؟؟؟؟

 

نامه کمیته نجات پاسارگاد  خطاب به مردمان جهان، سازمان  ملل، يونسکو، و فدراسيون بين المللی حقوق بشر  برای جلوگيری از يک فاجعه ی ملی و بشری  از وبلاگ راوی مهربون  

 

كي حاضره  این کیک  رو بخوره؟ 

 

این  هم اصلا داستان دزدي در ايران نيست ها.. اين داستان دزدي در خارجه فقط..

 

 

يه چيزي رو هم يادم رفت بگم.. راجع به پست قبلي.. اصلا ولش كن.. الان ديگه حسش نيست.. بعدا مي گم..

 

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در چهارشنبه هفدهم آبان 1385 و ساعت 14:9 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar