تبليغاتX
زن باکره
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
شب و روز تولد...

  

 

تموم شب تولدم رو توي يه مغازه وايميستم تا كسي موبايل بخره .. اما اينجا نه چشام مي سوزه .. نه اشكي مياد.. ياد امير حسين هستم همش.. دوست دارم بهش زنگ بزنم و تولدشو تبريك بگم.. آخه من و اون تو يه روز به دنيا اومديم.. تمومشو به همين فكر مي كنم .. حتي وقتي توي بغلتم.. لذتي نيست.. همه يادشون رفته..

تموم روز با جارو و دستمال دور خودم مي چرخم.. خسته ام.. كمرم درد مي كنه.. دلمم درد مي كنه.. اصلا نمي دونم كه چرا دارم دور خودم مي چرخم با جارو و دستمال .. توي اين خونه فكسني دلگير .. اصلا تميز كردنش چيه؟

گه گاه قطره هاي اشكي رو كه نا خود آگاه پايين مي يان با دستاي خاكيم پاك مي كنم...

خيلي خنده داره كه اونايي كه فكر مي كني دوستت دارن .. عاشقتن.. بهشون تكيه كردي.. همه.. روز تولدتو يادشون بره.. خيلي خنده داره.. نه؟

اما من چشام مي سوزه . نمي دونم مال اشكه يا خاك.. اما بازم چشامو با دستاي خاكيم مي مالم..

 

اما من بچه ها رو دوست دارم.. نه به اين خاطر كه تولد منو يادشونه.. چون بچه ها رو دوس دارم..

 

فكر كنم شب غدير بود يا نه .. اصلا يادم نيست.. اصلا مهم اين نيست كه چه شبي بود.. خانه فروغ محبت.. آخر بلوار وكيل آباد .. خيلي دور و پرت.. اونجا بودم.. حدود ده تا پسر و دو تا دختر بچه بي سرپرست اونجا نگه داري مي شدن..

بچه ها بهم زنگ زدن و تولدم رو تبريك گفتن..

مهم نيست كه همه يادشون رفته بود .. مگه نه؟

بچه ها يادشون بود.. من بچه ها رو دوست دارم..

 

اما باز هم اشكها چشمامو مي سوزونه.. با خودم مي گم كاش كه اونقدر تمكن مالي داشتم كه مي تونستم امشب براي بچه ها چيزي بخرم ..

چقدر دوست داشتم براي بچه ها چيزي بخرم..

 

............

 

جارو و دستمال را مي گذارم كنار ديوار..

اشكها را پاك ميكنم..

سالي يك بار روز تولد من مي شود...

قول سال بعد را مي اندازم توي گوري به اسم انسان..

به آدمهاي خودخواه دور و برم مي خندم..

..من هيچ وقت خود خواه نخواهم شد..

حتي اگر استدلال مسخره تو بگويد كه من از فداكاريهاي بي دريغم خسته و دلزده مي شوم..

هميشه بيشتر از آنچه دارم خواهم بخشيد..

تا به تو ثابت كنم كه زندگي من نيستم..

اين لباسهاي بدبو را مي ريزم توي سطل زباله ها...

روز تولد تمام مي شود...

آب را روي تنم رها مي كنم.. مور مورم مي شود..

چشانم را باز مي كنم..

و مي گويم: بر تمام اين خودخواهي ها لبخند بزن ناهيد.. تولدت را بخند... 

روز تولد گذشته است..

من مي خندم..

من مي خندم...من مي توانم .. بي تو .. بي او.. بي شما.. من مي توانم..

من روي پاهاي خودم برخاسته ام .. قبل از تو.. قبل از او..

قبل از آنکه مادرم را شرابخوار نامم..

بي آنكه مهرباني را تو يادم دهي..

اينجا زير آب.. من مي توانم.. من مي خندم..

من مي خندم..

 

............

 

حاشیه: نمی دونم چرا از این نوشته خوشم می آد.. هی می خونمش.. ... جاودانه ترین خاطره و بالهایم برای تو بجای دوستت دارم ها ... بجای دوستت دارم ها...

  

 ... نظر خواهی غیر فعال شد...

|+| نوشته شده توسط ناهید در جمعه بیست و هشتم بهمن 1384 و ساعت 14:26 | 
جوابیه دوستان

 

محمدرضای گرامی   مي گويد:

 

هرچند من به آماری که ایرانیها می دهند اعتقاد ندارم چون معمولا بر اساس تحقیقات روشمند علمی بدست نمی آید اما اینکه بخشی از طلاقها ناشی از مشکل روابط جنسی است درست است. اما بخش اصلی اختلافات خانوادگی به علت فقر مادی است.
وقتی مرد نتواند حداقل معیشت را برای اینکه زن و فرزندش پیش دوست و اشنا احساس شرمندگی نکنند فراهم آورد مطمئنا این ناراحتی به داخل رختخواب هم کشیده خواهد شد آنوقت مطلب که در دادگاه عنوان می شود مساله جنسی است در حالیکه ریشه جای دیگری است.
البته مطلبی که میگویم شاید برای شما و خوانندگان این وبلاگ که احتمالا از طبقات مرفه هستند و برای همین بزرگترین دغدغه اشان آزادی جنسی است قابل لمس نباشد.

همیشه احساسم این بوده است که آزادی جنسی و صحبتهایی از این دست محملی است برای فراموش سازی غم نان و عدالت توده ی مردم. حتی اعتقاد داشته ام که کسانی که در این ارتباط بگیر و ببند راه می اندازند در حقیقت بدنبال عمده کردن این مسائل در جامعه هستند. ما چه خوشمان بیاید و چه بدمان روابط جنسی نامشروع و غیر قانونی بخشی از واقعیت هر جامعه ای است و امکان از بین بردن آن جز در خواب و خیال وجود ندارد. بنابراین چه آنانی که میخواهند با روشهای پلیسی آن را ازبین ببرند و چه آنان که فعالیت خود را برای هنجار کردن آن صرف میکنند راهی را میروند که تضادهای اصلی جامعه یعنی وجود بی عدالتی و فقر فراموش شود.
من حتی به عمده کردن تضاد زن و مرد اعتقاد ندارم ممکن است زنان گمان کنند که به آنان بی عدالتی می شود اما مگر مردان آزادند مگر تمامی مردان از حقوق مساوی برخوردارند؟
تضاد عمده در جامعه ما تضاد فقر و غناست . تضاد شهروند درجه یک و دو است. اگر به آزادی هم معتقدم فقط برای این است که در جامعه استبدادی عدالت راحتتر پایمال می شود.

 

کیانوش عزیز مي گويد:

 

... البته که مردم روشون نمیشه بگن ما مشکلمون رابطه جنسیمونه.. برای همین هم مسائل دیگه رو مطرح میکنند! بـر خلاف "محمـدرضا" مـن معـتقدم که اگـر روابط جـنسی/ عاطفـی زوجین خـوب باشـه مشکل فـقر نـمیتونه باعث جـدائی و اخـتلاف شـدید بـشه !!! چـون فـقیر بـودن نسـبیه... و وقتی دقـت کـنیم میزان اختلاف در زن و شوهر های تازه ازدواج کرده خیلی کمتر است چـون هـنوز رابطه عاطفی و در نتیجه جنسی خـوب کار میکنه... همین زوجها چـند سال بعد از ازدواج درحالیکه مـعمولـا از نظر مالی مشکلات کمتری دارند، دچار اختلافهای جـدی میشـن، البـته موارد استثنـاء رو باید خـارج کـرد..

 

و اما یونس مهربان اینگونه پاسخ می دهد:


آنچه که مهمتر به نظر میرسد ریشه یابی مسئله مشکلات جنسی در جامعه ایران است.که به عنوان سر فصل موضوع باید به سلامت جنسی ایرانیان پرداخت.
وقتی ما با تحریم آگاهیهای جنسی مواجه هستیم چگونه انتظار سلامت جنسی از مردم را داریم؟
من وقتی نظر یکی از دوستان عزیز را خواندم دلم نیامد به 2 نکته اشاره نکنم:
نکته اول اینکه شما اگر توان رد موضوعی را ندارید یا حداقل میخواهید از توجه دیگران به آن موضوع بکاهید بدون هیچ دلیل قانع کننده ای به رد منابع و آنچه اساس و بنیان بحث بر آن نهاده شده میپردازید.عملا ناموفقید ولی خوب تیری است در تاریکی که رها میکنید.
دوم اینکه يك مظهر از سفسطه،پرداختن به سخنور، به جاي پرداختن به خود سخن و مطلب اصلي است. در اين شيوه رايج سفسطه، شخص سفسطه گر كه خود را در جايگاهي نميبيند كه بتواند بشيوه منطقي و مدلـّل و با تكيه به منابع) تاريخي و علمي و ..) پاسخ " سخن " را بدهد،بناچار براي خالي ننهادن ميدان، تلاش ميكند كه با بستن وي به اين و آن دسته اي كه ميداند نزد مخاطبانش " مكروه"! هستند، حاضرين و ناظرين را نسبت به پذيرش منطق آن شخص " ناشنوا" و " ناباور" كرده و از اينراه، بدون اينكه بخود زحمت رد سخن را بشيوه عقلي و استدلال منطقي بدهد، او را بدينسان از ميدان بدر كند.

جالب توجه اینکه اینهمه مقاله و کتاب در ارتباط با مسائل جنسی برای من و شما نوشته شده که بزرگترین دغدغه مان آزادی جنسی است!!!(واقعا استدلال ها بسیار خنده دار شاید هم گریه دار است!

و به آدرسهاي زير اشاره مي كند:


معرفی کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان

معرفی کتابهای دیگر در زمینه آگاهی ها و دانستنیهای جنسی

 

متاسفانه اول از همه در مورد زنان تلاش شد تا از امور جنسي عقب و غافل بمانند. چون غفلت و بي خبري اونها از اين مورد عملاً به مردان اين كمك را مي كرد كه بهتر بتوانند بر زنان كنترل داشته باشند...

ديگر بايد متوجه شده باشيد كه عرفها و رفتارهاي غلطي كه در وراي كلمه اخلاق و تربيت پنهان شده اند و توسط والدين و معلمان و اجتماع به شما تزريق مي شوند، چگونه مي توانند فعاليت طبيعي فكري و جسمي شما را مورد حمله و تاخت و تاز قرار دهند و براحتي باعث منحرف شدن و تحت تاثير قرار گرفتن تمام مسيرهاي زندگي شما شوند

 

مشكلات جنسى ۵۰ درصد علت طلاق در كشور است
شيوا زرآبادى
روزنامه شرق
نتيجه اين شد: مردم بايد از آن حرف بزنند، مسئولان براى آن سياستگزارى و برنامه ريزى كنند و جوانان در مورد آن آموزش ببينند. مشكلات جنسى بخش تاريك زندگى هاى زناشويى در جامعه ما است. از مشكلات جنسى حرفى زده نمى شود؛ نه مسئولان و نه زنان و نه مردان. در حالى كه ۵۰ درصد متقاضيان طلاق در كشور چه بگويند كه به علت مشكلات جنسى مى خواهند طلاق بگيرند و چه با وجود مشكلات جنسى علت طلاق را چيز ديگرى عنوان كنند به دليل مشكلات جنسى طلاق مى گيرند. ادامه مطلب...

 

یکی از تاثیر گذارترین روشهای آموزش به خردسالان و نوجوانان استفاده از کارتون می باشد که افراد کم سن جامعه و بعضا بزرگسالان ارتباط قوی با شخصیتهای آن برقرار میکنند و از همزادپنداری به وجود آمده بین مخاطب و شخصیت کارتونی می توان برای انتقال مفاهیم مختلف از جمله اصول اخلاقی و روابط خانوادگی و اجتماعی استفاده کرد .
شخصیت های کارتونی دوران کودکی موضوعی است که بین همسالان با خاطرات روشن و شفاف یاد می شود و بعضا خاطرات مشترکی از تقلید رفتار شخصیتهای کارتونی بین همسالان پیدا میشود .

یکی از موضوعات حل نشده جامعه فعلی ما ارتباط دختر و پسر می باشد . تناقض جدی بین آنچه توسط حکومت تبلیغ میشود و آنچه در جامعه دیده میشود ناشی از آن است که ...ادامه مطلب...

 

 

*************

 

این رو هم درباره روز عشق (والنتاین) و فلسفه این روز بخونید و بد نیست بدونیم که ....اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!  

 

از همه دوستاي عزيزي كه لطف داشتن و براي بابا منو دلداري دادن تشكر مي كنم.. يه دنيا ممنون..

مخصوصا از گیله مرد دانا كه يادم انداخت بايد لبخند بزنم..

 

لبخند بزن، اگرچه قلبت دردناك است
لبخند بزن، اگرچه قلبت در حال شكستن است
وقتي آسمان ابري است
تو از پس مشكلات برمي‌آيي اگر لبخند بزني
با وجود ترس و غصه لبخند بزن و شايد فردا
آن زندگي را دريابي
آيا ارزشش را دارد؟
اگر فقط تو…..
باشادي به صورتت نور ببخش
همه آثار ناراحتي را مخفي كن
با اين كه اشك هميشه احتمال ريزش دارد
آن وقت است كه بايد به تلاشت ادامه دهي
لبخند بزن،‌ گريه چه سودي دارد؟
درمي‌يابي كه آن زندگي هنوز با ارزش است
اگر فقط تو…..
 

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384 و ساعت 13:26 | 
بابا نان داد...

 

بابا آب داد..                                                                        

بابا نان داد..

بابا مهربان است..

بابا زود عصاني مي شود..

بابا مريض است..

بابا شكسته شد..

من بابا را دوست دارم ..

من از بابا دور هستم...

من غريب هستم..

من دلم براي بابا تنگ است..

من تنها هستم..

من نمي خواهم بابا را ناراحت كنم..

من نمي خواهم بابا را مريض ببينم..

من بابا را دوست دارم..

بابا خوب است..

بابا مهربان است..

بابا آب داد..

بابا نان داد.....

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384 و ساعت 12:10 | 
علت نيمی از طلاقها مشکلات جنسی است
 

یونس عزیز آدرسی رو برام فرستاده با این مقاله که بد ندیدم شما هم بخونید...

قابل توجه اون دسته از دوستان که معتقد بودند روابط جنسی اونقدرها هم مهم نیست...

««      دبير دومين كنگره خانواده و مشكلات جنسي گفت: حداقل 50 درصد اختلافات خانوادگي و طلاق زمينه‌اش در مسايل و مشكلات جنسي است كه با آموزشهاي لازم و كافي قبل و بعد از ازدواج براي زوجين مي‌توان از ميزان آن به مقدار زيادي كاست.
به گزارش روابط عمومي دومين كنگره سراسري خانواده و مشكلات جنسي، فروتن دبير كنگره با اعلام اين خبر افزود: به دليل اينكه مسايل جنسي در فرهنگ ما طوري بيان شده كه جزء حريم‌هايي است كه به آن كمتر پرداخته مي‌شود در آينده جامعه ما با مشكل اساسي در اين زمينه مواجه خواهد شد.
وي گفت: امروز ما بايد مسايل جنسي را از دو بعد اجتماعي و علمي بنگريم چرا كه از لحاظ تربيتي و خانوادگي اين موضوع براي ما چالشهاي متعددي ايجاد كرده و خلا برنامه‌ريزي در اين زمينه طوري است كه فرزندان ما و نيز زوجهاي تازه ازدواج كرده براي آگاهي و كنجكاوي به سراغ اينترنت و ماهواره‌ مي‌روند و به راحتي در معرض تهاجم فرهنگي قرار مي گيرند كه خود تبعات منفي زيادي به دنبال دارد و از نظر علمي و تحقيقاتي نيز در محافل دانشگاهي و يا حوزوي كمتر به آن پرداخته مي‌شود.
دبير دومين كنگره با اشاره به اين مطلب كه بسياري از افراد و مبتلايان به مشكلات جنسي نمي دانند كه براي حل مشكل خود و يا درمانهاي لازم به كجا بايد مراجعه كنند، گفت: متاسفانه مراكز كسب اطلاعات جهت راهنمايي افراد در اين زمينه بندرت وجود دارد و چنانچه اين مشكل حل نشود عوارض ناشي از آن به طور پايدار باقي مانده، بعدها به صورت بيماريي‌هاي روحي نظير افسردگي، نگراني، دلشوره و اضطراب و عدم اتكا به نفس و حتي بيماريهاي جسماني خود را نمايان مي‌كند.
فروتن افزود: از جنبه اجتماعي نيز خطراتي مثل اختلاف خانوادگي كه ظاهر آن با چيزي ديگر پوشانده مي‌شود بروز مي‌كند.
وي خاطرنشان ساخت: حداقل 50 درصد اختلافات خانوادگي و طلاق‌ها زمينه‌اش در مسايل و مشكلات جنسي است كه با آموزشهاي لازم و كافي قبل و بعد از ازدواج براي زوجين مي‌توان از ميزان آن به مقدار زيادي كاست.
فروتن ضمن اشاره به اين مطلب كه در رابطه با مسايل جنسي بايد از زواياي مختلف پزشكي، روانپزشكي، روانشانسي، فقهي، حقوقي، تربيتي، فرهنگي و اجتماعي موضوع مورد بررسي قرار گيرد، متذكر شد در كشور ما به دليل عدم وجود گروهها، سازمانها و يا مراكزي كه بايد براي رفع اين موضوع برنامه‌ريزي كنند اثرات مستقيم و غير مستقيم مشكلات جنسي در خانواده‌ها و اجتماع به وضوع مشاهده مي‌شود.
وي گفت: شيوع بيماريهاي جنسي به مراتب بيشتر از بيماريهاي شايع ديگر نظير ديابت و يا بيماريهاي كليوي است و همچنان كه براي اين بيماريها تشكيلات و مراكز متعددي در كشور فعاليت مي‌نمايند، ضروري است مسئولان محترم كشور به طور جدي براي اين معضل مهم ولي نيمه پنهان برنامه‌ريزي نمايند.
فروتن يادآور شد: در اسلام كه دين كاملي است به طور شفاف و جز به جز به اين موضوع پرداخته شده است و به گفته بسياري از انديشمندان اسلامي ما درصدر اسلام مشكلي به نام مشكل جنسي نداشته‌ايم.
دبير دومين كنگره خانواده و مشكلات جنسي با بيان اينكه هدف ما از برگزاري اين كنگره ارايه نتايج تحقيقات، مطالعات و ديدگاههاي انديشمندان و صاحب‌نظران كشور در زمينه سلامت جنسي است گفت: اميدواريم پس از كنگره شاهد تشكيل مركز سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي و تدوين متون آموزشي لازم مقتضي با سن و دوران زندگي افراد و نيز اجراي طرحهاي پژوهشي در سطح ملي باشيم. »»


 

|+| نوشته شده توسط ناهید در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 16:18 | 
حسین در عصر ما کجاست؟؟
                                      

نمي دونم نوشتن درباره اونچه كه در ذهنم مي گذره صحيح هست يا نه ؟! چون من معتقدم كه آدم نبايد نظرات خودش رو به ديگران تحميل كنه.. من نه كاري به اعتقادات ديگران دارم و نه مي زارم كه ديگران تو كاراي من دخالت كنن...

اينها رو گفتم تا به اونايي كه ممكنه ناراحت بشن گفته باشم كه اينها فقط نظر من هست و بس.. حرفهايي با خودم...

چند وقت پيش با گيتي از دوستان دوران دانشجويي كه بعد مدتها اومده بود مشهد خواستيم  قدمي بزنيم.. به خصوص كه اون دوست داشت به ياد اون دوران خيابون احمد آباد رو گز كنيم...

نمي خوام زياد وارد جزئيات بشم.. اما شبمون زهرمون شد اينقدر كه بهمون تنه زدن و چرت گفتن..

و نهايتا...

آقايي با پسر و مادرش از كنارمون رد  مي شد.. اتفاقي با گيتي برخورد كرد.. گيتي كه حواسش نبود، براش اين سوء تفاهم پيش اومد كه بازم يه نفر بهش تنه زده و اعصابش هم از اينهمه تنه زدنها خورد بود...  گفت : مرتيكه مواظب راه رفتنت باش...

چشتون روز بد نبينه كه يه دفعه اون آقا به گيتي حمله ور شد و گلوشو چسبيد.. صورتشو به يه ميلي متري صورت گيتي برده بود و همينجور داد ميزد كه چي مي گي زنيكه.. پتياره..  فلان شده .. و... و... (خودتون حدس بزنين...)

من هم كه رفته بودم تو شوك .. اصلا نمي فهميدم چه اتفاقي افتاده.. با چشماي وغ زده فقط  نگاه مي كردم..

كه گيتي رو هل داد تو كارتنهاي ميوه ...

مردم اومدند و دورش كردند.. به ما هم گفتن بريد.. تازه به خودم اومدم و گيتي رو كشيدم به دور كردن..حالا بماند كه مادر اون آقا دنبالمون مي اومد .. كيفش رو دور سرش مي چرخوند و فحشهاي ركيك مي داد...

تو خيابون از دور برق قرمز چراغ 110 توجهم رو جلب كرد (يه بارم اينا يه كاري واسه ما كردن كه خير باشه!!!!!!) .. جلوشو گرفتم و توضيح دادم...

بماند كه چه جوري پيداشون كرديم و چي شد ..  بالاخره رفتيم پاسگاه...

تا ساعت حدود 11 علاف بوديم تا گفتن كه بريم پزشكي قانوني .. آخه رد دست اون آقا گردن گيتي رو زخمي و كبود كرده بود ...

اما هدف از تعريف همه اينها گفتن اونچه بود كه در پزشكي قانوني بر ما گذشت:

 

آخر شب بود و خلوت .. غير ما فقط يه معتاد بود كه گويا براي آزمايش آورده بودنش.. اصلا حال مناسبي نداشت.. خيلي رقت بار بود.. به طوري كه حتي نمي تونست سرش رو بالا نگه داره.. تو اون حالت به سربازهايي كه مسخره اش مي كردند  چشمك مي زد و مي گفت : آب..آب...

و هيچكس بهش آب نمي داد...

وقتي مي خواستن ببرنش موهاشو مشت كردن .. سرشو به پشت كشيدن و مث يه حيوون تو حلقش آب ريختن..  كشون كشون به سمت ماشين بردنش.. حالش اصلا خوب نبود .. حتي ناي راه رفتن هم نداشت.. پاهاش با زنجير بسته شده بود و جوراب يا كفش هم پاش نبود.. دستاش هم از رد دستبند كبود كبود بود..

با باتوم ميزدنش كه سوار ماشين بشه... واون با صداي بلند داد مي زد كه نزن ن ن .. تو رو به خدا نزن ن ن... جون مادرت نزن ن ن ن ..نزن ن ن...

اينها رو كه مي گم خودم ديدم .. و هنوز كه هنوزه عليرغم گذشت چند ماه از اين اتفاق با تعريف كردنشون اشك تو چشام مياد و سينه ام سنگين مي شه..

اونجا كه من نتونستم جلوي اشكام رو بگيرم...

شب هم وقتي برگشتيم خونه ديگه دغدغه اي براي چه جوري گريه كردن نداشتم و شروع كردم  به زار زدن...

حالا كه باز محرم شده و اين آدمها رو مي بينم كه خيمه مي زنن .. به سر و سينه شون مي كوبن و گريه مي كنن .. باز قلبم مي گيره...

 

**********

راستي چرا؟ اينها براي چه مي گريند؟ بر ظلمي در 1300 سال پيش ؟ كه نه آن را ديده اند نه مدركي بر آن هست؟

چرا اينهمه ظلم در دو قدمي خود را نمي بينند .. آن شب كه به مريض بدبختي آب نمي دادند تنها چيزي كه به ياد آوردم اين مراسم محرم بود كه هر سال ميلياردها تومان خرجش مي كنند و حتي يك لحظه هم نمي انديشند كه با اين پول چند مريض را ميشود درمان كرد؟ چند گرسنه را سير كرد؟ چند بچه بي سرپرست را خانواده دار كرد؟ چند تا مدرسه ساخت كه بخاري آن  آتش نگيرد؟  چند تا زنداني قرباني را آزاد كرد؟ چند سقف ساخت كه چكه نكند؟ به چند جوان محتاج وام كمك كرد؟ دست چند زن بيوه را گرفت؟ جلوي چند تا فساد را گرفت؟ چند تا؟ چند تا؟ چند تا؟

بازهم برايم جالب بود كه تلويزيون ايران هي سرباز هاي امريكايي و اسرائيلي و امثالهم را نشان مي دهد كه ستم ميكنند.. جور ميكنند.. فلان مي كنند.. بهمان ميكنند...

راستي همينها هستند كه انرژي هسته اي مي خواهند؟؟؟؟

 

**********

 

يك سوال ديگر هم هي در مغزم مي چرخد... چرا مردم ما اينهمه به غم.. به مشكي .. به سياهي علاقه دارند؟؟؟؟

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در سه شنبه هجدهم بهمن 1384 و ساعت 19:26 | 
جادوگر
 

با عرض معذرت از همه دوستاي عزيزي كه به ياد من هستن بابت دير كردنام...

اين شعر سروده فريبرز عزيز از مردان خوش فكر امروز ما و از دوستان بسيار خوبم هست كه با خط خوش خودش برام نوشته و چون رابطه اي بين شعر و وقايع زماني اكنون احساس كردم خواستم كه شما هم بخونيد:

جادوگر

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در شنبه پانزدهم بهمن 1384 و ساعت 17:43 | 
 

مرا در خود مي فشاري

تو را در خود مي فشارم

انگار با اين كار مي خواهيم در هم شويم

انگار نمي خواهيم برويم

انگار دوست داريم با هم بودن را

و اينها كه نگذاشتند

كه بودند؟

انگار نمي دانند كه من و تو خود را در هم فشرده ايم

انگار نمي دانند كه

من تو شده ام

تو من شده اي

 

 

****************

 

 

از پله ها بالا مي روم

در جستجوي تو

راستي چرا بويت از آن بالا مي آيد

نكند رفتي آنجا قايم شدي

مرا اذيت كني؟

از پله ها بالا مي روم

من كه ميدانم

تو هميشه همان جا قايم ميشوي

بويت را مي شناسم

همان جا

پشت ابري تو

من بويت را مي شناسم

..... نمی دونم چرا امشب اینهمه قاطم... دلم عجیب گرفته ...

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در پنجشنبه ششم بهمن 1384 و ساعت 0:20 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar