تبليغاتX
زن باکره
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
غيبت دانشگاه‌هاي ايراني در 200 دانشگاه برتر جهان
 

  نشريه بين‌المللي «تايمز‌هاير»، براي دومين سال پياپي، اقدام به انتشار 200 رتبه اول دانشگاه‌هاي جهان و 50 رتبه برتر دانشگاه‌هاي هر قاره نموده است.

به گزارش فارس، بر اساس آخرين رتبه‌بندي اعلام شده از سوي تايمز‌هاير، دانشگاه‌ هاروارد ايالات متحده با فاصله‌اي نسبتا زياد، 100 امتياز كامل، به عنوان برترين دانشگاه جهان اعلام شد.
دانشگاه تكنولوژي ماساچوست يا ام آي تي، با 86 امتياز، رتبه دوم را به خود اختصاص داد.

پس از آن، دانشگاه كمبريج و آكسفورد انگليس، طي رقابتي فشرده، رده‌هاي سوم و چهارم را به دست آوردند و دانشگاه‌هاي استنفورد، بركلي، ييل، كاليفرنيا و پرينستون همگي از آمريكا در رده‌هاي پنجم تا دهم قرار گرفتند.

در اين ليست كه اسامي و امتيازات 200 دانشگاه برتر جهان به تفصيل آمده است هيچ نامي از دانشگاه‌هاي ايران وجود ندارد.

در ميان كشورهاي آسيايي، دانشگاه پكن و دانشگاه توكيو به ترتيب، در رتبه پانزدهم و شانزدهم قرار گرفتند و دانشگاه ملي سنگاپور نيز در رده بيست و دوم جاي گرفت.

اين نشريه همچنين به رتبه بندي 50 دانشگاه برتر قاره‌هاي مختلف دست زده كه بر اين اساس، در ميان دانشگاه‌هاي قاره آسيا و اقيانوسيه به ترتيب دانشگاه‌هاي پكن چين، توكيو ژاپن، ملبورن استراليا، ملي سنگاپور، ملي استراليا، كيوتو ژاپن، موناش استراليا و سيدني استراليا قرار گرفته اند.

در ميان 50 دانشگاه برتر آسيا و اقيانوسيه نيز، هيچ نامي از دانشگاه‌هاي ايران به چشم نمي‌خورد.
در اين جدول، بيشترين تعداد دانشگاه‌ها به ترتيب به استراليا، چين، ژاپن و هنگ كنگ تعلق دارد.

در ميان 50 دانشگاه برتر اروپايي نيز، بيشترين دانشگاه‌ها متعلق به كشور انگلستان است و پس از آن سوئيس و فرانسه در جايگاه بعدي قرار دارند.

10 دانشگاه برتر اروپا به ترتيب عبارتند از كمبريج و آكسفورد انگلستان، ايكول فرانسه، مدرسه اقتصاد و امپريال كالج لندن، ات زوريخ، نرمال سوپريور پاريس، كالج لندن، اوينبورو انگليس و پلي تكنيك سوئيس.

دوستی می گوید:

وقتي يك ملا كه هيچگونه تحصيلات آكادميك و دانشگاهي ندارد به عنوان رياست قديميترين دانشگاه ايران منصوب مي شود ..

و وقتي كه از حدود 140-150 واحد درسي مقطع كارشناسي 30-40 تاي آن دروسي است كه منطق آكادميك در اثبات اصول آن دروس وجود ندارد و صرفا به منظور شستشوي مغزي و تبليغات به صورت دروس دانشگاهي در آمده است ...

مسلما نام هيچ دانشگاه ايراني نه تنها در 200 دانشگاه برتر بلكه در 20000 دانشگاه برتر جهان هم نخواهد بود.

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در جمعه سی ام دی 1384 و ساعت 19:12 | 
قانون ازدواج

 

.. توي كوچه برفي قدم ميزارم.. سرم رو بالا مي گيرم و خوردن دونه هاي برف به صورتم رو حس ميكنم..

زير لب زمزمه ميكنم:

پشت شيشه برف مي بارد

پشت شيشه برف ميبارد

در سكوت سينه ام دستي.. دانه اندوه مي كارد..

دلم براي فروغ تنگ مي شه..

انگار كسي صدام ميكنه، مي دوم.. مي دوم..

هواي بچه گيهامو دارم.. مي دوم .. سر ميخورم. گوله برفي درست مي كنم و كسي رو كه نمي شناسمش نشونه ميگيرم.. و در مي رم..

سرم رو بالا مي گيرم .. خوردن دونه هاي برف رو صورتم رو مزه مزه ميكنم...

 

سقراط مي گه: « آن كه مي خواهد دنيا را تكان دهد ، نخست خودش بايد حركتي بكند.»

اين رو در جواب اون دسته از دوستان عزيز گفتم كه نوشتند: كو گوش شنوا؟ گفتن اينها بي فايده اس! چرا اين موضوع؟ عوض شدني نيست!! و.. و ...

 

اما بد نديدم كه اين قسمت از بحث رو كه توي كامنتها هم گفته بودم اينجا پيست كنم:

 

..... ديگر اينكه حتي ازدواج هم به شكلي كه در ايران مطرح است شخصيت مرا به عنوان يك زن زير سوال مي برد و همان كالايي كه شما لـقب مي دهيد، معرفي ميكند :

« اين تعریفی است که قانون ایران از ازدواج زن و مرد ارائه میدهد: از نظر قانون ازدواج عبارت است از "اجاره خدمات جنسی زن توسط مرد". این اجاره باید با در نظر گرفتن چهارچوب قانونی و تعیین حقوق طرفین در دفاتر قوه قضاییه ثبت شود. این اجاره نامه خدمات جنسی، که اصطلاحا صیغه عقد گفته میشود خود به دو صورت است: با تعیین مدت اجاره (یک ماه- یک سال و....) که صیغه عقد موقت نامیده میشود و بدون تعیین مدت اجاره که به غلط صیغه عقد دائم گفته شده است، و این نوع اجاره هم مانند نوع قبلی لزوما تا هنگام مرگ پایدار نیست بلکه مدت آن مشخص نشده و بهتر است به آن "صیغه عقد غیر معین" گفته شود.

از لحاظ قانونی ثبت ازدواج بصورت صیغه عقد موقت برای طرفین درگیریهای کمتری به همراه دارد و به زوجی که براستی میخواهند خود را از شر طوق نحس قانون راحت کنند، این راه بهترین راه پیشگیری از عواقب موضوع است که متاسفانه خانمها بخاطر بار و فشار شدید اجتماعی به غلط "صیغه شدن" را کاملا معادل تن به فاحشگی (از نوع رسمی) دادن میدانند. که قطعا تصور غلطی است و باید شکسته شود.

موضوع مهم این است که قانون ازدواج را یک موضوع عاطفی و خانوادگی تلقی نمیکنند. از این رو خانم هایی که اقدام به شکایت علیه شوهران خود میکنند ، در واقع رابطه عاطفی و حتی مقدس دوطرفه قبلی را به یک "طلب اجاره بها برای اجاره خدمات جنسی" تبدیل مینمايند. از آنجائیکه در این حال ماهیت رابطه دوطرفه بطور کلی عوض میشود و بعضا ممکن است آقایان چنین تصوری داشته باشند که آقای قاضی "متر مربع پرده را برایشان گران حساب کرده است" روابط عاطفی و جنسی طرفین اجتناب ناپذیر و بعضا غیرقابل برگشت آسیب میبیند.

به زوجها پیشنهاد میکنم در صورتی که حقیقتا قصد خرید و فروش خدمات جنسی را دارند با موضوع کاملا جدی و به همین قصد برخورد کنند، در غیراینصورت از پیشنهاد و قبول تعهدات مالی سنگین کاملا خودداری کنند. البته در واقع یکی از دلایل توجه به مهریه های سنگین در جامعه گسترش احساس بی اعتمادی و بدبینی کلی است که ظاهرا قرار است از طریق گرفتن "وثیقه سنگین و معتبر" این مشکل را حل کرد که در واقع معلوم نیست چقدر میتواند کمک کننده و راهگشا باشد...»

 

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در شنبه بیست و چهارم دی 1384 و ساعت 15:12 | 

درود بر همگي دوستان عزيز..

خواستم به اطلاع دوستاني كه بحث ما رو دنبال مي كنند برسونم كه گلین بانو هم از زواياي ديگري به اين مبحث پرداخته، براي كسب اطلاعات بيشتر اونجا هم سر بزنيد.

محمد رضا هم  پست جالبي راجع به آزادي داره . اگه به اين بحث علاقه داريد ، يه تك پا هم اون جا بريد.

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در دوشنبه نوزدهم دی 1384 و ساعت 13:49 | 
برای من..

 

درود بر من مهربون(همون آقا مصطفي عصباني خودمون..ميبخشي اما من با مصطفي راحتترم تا من!!)

 

اي دوست ، اي برادر ، اي همخون

وقتي به ماه رسيدي

تاريخ قتل عام گلها را بنويس

هميشه خوابها

از ارتفاع ساده لوحي خود پرت مي شوند و مي ميرند

من شبدر چهار پري را مي بويم

كه روي گور مفاهيم كهنه روئيده است

آيا زني كه در كفن انتظار و عصمت خود خاك شد، جواني من بود؟

آيا من دوباره از پله هاي كنجكاوي خود بالا خواهم رفت

تا به خداي خوب، كه در پشت بام خانه قدم ميزند، سلام بگويم؟...

 

مصطفي جان بسياري از گفته هاي تو رو در پاسخ به ديگران جواب دادم و گفتن اينجا تكرار مكررات خواهد بود.. بعضي رو هم گلين بانوي مهربون جواب داده و البته شعري كه بالا هست از فروغ...

فقط يك نكته هست كه بايد بگم..

مشكلي كه متاسفانه اكثريت مردان دارند..و حتي خود ما زنان.. اينكه سكس رو نه به عنوان يك تعامل دو طرفه بلكه فقط وسيله اي براي لذت مردان ميدانيم..

فكر ميكنم بهتره كه راجع به سكس مطالعه بيشتري داشته باشي.. من از سكس به عنوان يه لذت دو طرفه صحبت ميكنم.. فرايندي كه زن و مرد هر دو در اون به يك اندازه شريكند.. و توام با عشق و خواسته هر دو طرف و خالي از هوي و هوسي كه يك رابطه جنسي را به ابتذال بكشاند...

 

نوشته هامو عميق تر بخون..

خواستم كه جواب تو رو خصوصي بدم.. بابت حذف لينك هم معذرتي خواسته باشم.. عمدي نبود..

 

  

|+| نوشته شده توسط ناهید در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 18:22 | 
با زهم جواب..

درود بر همگي ...

چند روزي نبودم .. جاتون خالي... بعد مدتها خونه موندن و دغدغه هاي فكريي كه پايان نداره يه سفر سه چهار روزه چه حالي مي ده... مخصوصا اگه به يه روستا شهر كوچيك بري.. به خونه مادر بزرگ..

خونه اي كه سقفش هنوز كاه گليه .. و گنبدي شكل...با يه ايوون بلند ... كه روبروش يه حياطه و بعد يه باغ...و وقتي كه توش وايميسي حتي كوه ها رو هم مي بيني و يه آسمون وسيع به دنبالش... بر خلاف اينجا كه براي ديدن اين چيزا حتما بايد بري بيرون شهر..

چه آرامش عجيبي داشت اون جا.. انگار كه تا حالا حسش نكرده بودم... آرامشي كه منو به يه تصميم عجيب رسونده.. منتظر يه موافقتم...

بر عكس هميشه اصلا دوست نداشتم توي اتوبوس بخوابم.. دوست نداشتم زودتر برسم.. ساعتها به كوير نگاه كردم... به كوه ها ... و فقط نگاه كردم...

شايد اگه تصميم عملي بشه بعدها بيشتر از خونه مادر بزرگ براتون بنويسم..

بگذريم..

... گرامي گفته اند كه من عاطفي صحبت ميكنم.. بايد بگم كه اينطور نيست و من هميشه قبل از حرف زدن سعي ميكنم كه مطالعه اي هر چند كوتاه داشته باشم.. اين كه من راجع به عواطف صحبت كردم به معني اين نيست كه عاطفي نگاه كردم.. اين رو در نظر بگيريد كه عاطفه هم يك بخش از وجود ماست .. به خصوص جنس زن.. و آيا بايد از مسائلي كه درگير عواطف هستند سرسري گذشت؟

من يادم نمي ياد كه در اولين پستم در مورد غرب چيزي نوشته باشم.. دوستان خودشون اومدند و كار رو به مقايسه كشوندند.. اما بايد بگم كه من به غرب يا هر كشور ديگه اي كاري ندارم.. من دارم راجع به خودمون صحبت ميكنم.. شايد مشابهت اون چه كه من گفتم با اون چه كه در غرب وجود داره باعث شده كه دوستان فكر كنند منظور من زندگي به شيوه اونهاس(كه البته اگر بخواهيم اندكي واقع نگر و به دور از تعصب هاي سنتي نگاه كنيم مي تونيم قبول كنيم كه حداقل بهتر از ما زندگي ميكنن..)

در حاليكه بارها تاكيد كردم منظور آزاديهاي بي حد و حصر جنسي نيست..

... عزيز من بر اساس ذهنياتم صحبت نمي كنم.. اونچه كه گفتم چيزي است كه من واقعا مي بينم و ميشنوم .. و باهاش زندگي ميكنم.. در ضمن شما خيلي كلي گفتيد كه صرف داشتن يه زندگي خوب دليل بر انتخاب درست مسير زندگي نيست.. ما داريم راجع به يه موضوع خاص صحبت ميكنيم..

 Some body گرامی سرور، دلايلي كه شما برشمرديد، همونها هستند كه من دارم درباره شون صحبت ميكنم..فقط واژه ها متفاوتند. مي خوام بگم كه چرا اصلا بايد اين واژه (فريب خوردن) وجود داشته باشه؟ چرا ما راجع به سكس اينجوري فكر ميكنيم ؟ چرا زنها خودشون رو ملامت ميكنند و مردها افتخار؟ آيا اين درسته؟ ريشه اين احساس كجاست؟ بگو..

در ضمن مدتها از زماني كه من با مشكلات روحي و تبعات ناشي از شكستم دست و پنجه خرد كردم گذشته.. و اين درست نيست كه من تحت تاثير اون موضوع مينويسم.. من تحت تاثير جامعه اطرافم مينويسم.. اونچه كه ميبينم و باهاش زندگي ميكنم..اينكه شما اين موقعيت رو داشتيد كه قبل از عقد همديگه رو بشناسيد دليل اين نيست كه در مورد اكثريت وضع به همين منوال هست.. من از جايي مي نويسم كه همون شب خواستگاري و پس از حصول توافق عاقدي مياورند و عقد ميكنند، چون اگه موضوع باقي باشد، توافق بهم ميخورد..

همين ديروز صاحبخونه ما براي نوه شون رفته بودند خواستگاري.. ب بهش گفت: حاج خانوم اگه بشه كه مثلا عروس و دوماد بتونن حداقل يكي دو هفته رابطه اي داشته باشن و بيرون رفتني و حرف زدني .. به شناخت بيشتري مي سن و انتخاب صحيح تري دارن.. فكر ميكني كه چه جوابي شنيد؟ حاج خانوم گفت : نه .. انتخابي كه با اين خواستگاري و با يه ساعت صحبت صورت بگيره خدايي تر و الهي تر هست.. حالا بماند كه من شش ماه تا يك سال مد نظرم هست.. و اين هم نظر اين حاج خانوم تنها نيست و دختر اون و نوه اش كه از نسل خود من هست، هم همين نظر رو دارند.. و اين يعني مصيبت .. وتنها موندن من و افكارم و كساني مثل من كه مي خواهند با ديدي نو به دنيا نگاه كنند..

يا يكي از دوستانم براي داداشش رفته بودند خواستگاري .. دختر گفته بود كه شش ماه با هم دوست باشند، زير نظر خانواده ها.. تا همديگه رو بيشتر بشناسند.. خانواده پسر گفتند: واي ي ي.. يعني چي؟

شايد تو اطرافت نمي بيني و نيست.. اما من خيلي زياد دارم ميبينم و هست.. و فكر ميكنم اگه حتي يه مورد هم باشه باز بايد ازش گفت و نوشت.. اما اين جا خيلي زياد هست..

هومن عزيز من هم در پي همين هستم.. شرايطي براي داشتن روحي آرامتر و رواني سالمتر.. كه مطمئنا انتخاب درست تري رو در پي داره.. از اين كه به فكر مني ممنون..

ياور گرامي ،محمد رضا

من خيلي زياد فيلم ميبينم.. و اين يكي از علايق من در زندگي هست.. ميشه چند تا از اين فيلمها رو به من معرفي كني... ممنون ميشم..

زندگي بهتر براي هر كس تعريفي داره كه به خودش بستگي داره . به موجوديت دروني هر شخص.. اما در يك نگاه كلي مي بينيم كه اون ها بسيار خردگراتر هستند و براي هر چيزي يه نسخه دعا نمي پيچن.. حقوق اجتماعي بيشتري دارند.. منظم ترند.. با برنامه ترند... و.. و..

متاسفم كه اين جمله رو اينهمه تكرار ميكنم.. منظورم آزادي هاي بي حد و حصر جنسي نيست.. و گفتم كه مخالف اين قضيه هستم..ودلايلي هم دارم..اگه نوشته هامو دقيق تر بخوني ميتوني حد و حدودي كه در ذهن من هست پيدا كني..

گلين بانوي مهربون مرسي كه در نبود من از مواضع زنان دفاع مي كني...

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت 18:21 | 
حرفهای تو و حرفهای من...

 

 

در جواب ... عزيز

بايد بگم كه شايد فرياد من به جايي نرسه اما من ترجيح ميدم كه فرياد بزنم حتي اگه انعكاس اون رو فقط خودم بشنوم.. مهم اينه كه من فريادم رو زده باشم.. و تمام عمر سنگيني اون رو تو گلوم حس نكنم...

و دوم اين كه من اشخاصي رو ميبينم كه حتي حتي!!! دين و مذهب و شريعتي رو كه ميگي كنار گذاشتن!!!همين دور و بر خودمون!!! والبته از ماها كه اعتقاداتي داريم بهتر ميزيند...

در نهايت فكر ميكنم شما اصلا نفهميديد و حس نكرديد اونچه رو كه من گفتم.. بهتره بيشتر به اطراف خودتون توجه كنيد... و گاهي در افكارت شك كن ... افكاري كه به ما منتقل ميشن لزوما درست و واقعي نخواهند بود .. اين همان تحجري است كه من از اون حرف ميزنم.. و البته نمي دونم تعريف شما از تحجر چيه؟!!!و دوستانه توصيه ميكنم با ذهني خالي ، نوشته هاي من رو از دوباره بخونيد...

 

گلین بانوی گلم.....

 

هومن عزيز منظور تو رو از شريكي براي ابد نمي فهمم ؟!!! اصلا مگر همچين چيزي ممكنه؟  به هر حال همه ما ميدونيم كه در اينجا (اين دنيا) همه چيز نسبي است و تو هرگز نميتوني به طور صددرصد براي آينده برناه ريزي كني يا تصميمي بگيري.. حتما اطرافت ميبيني آدمهايي رو كه حتي پس از سالها زندگي مشترك از هم جدا ميشن.. يا اينكه يكي از دو طرف از دنيا ميره.. در اين صورت شريكي براي ابد چه معنيي ميده؟ آيا بايد هرگز ديگه شريكي نداشت؟ به جرم داشتن يك شريك!!! يا آيا اگر كسي در انتخابش اشتباهي كرد ، به جرم اشتباه بايد تا آخر عمر وجدان درد بگيره و سرزنش بشه و غريزه خودش رو هم سركوب كنه؟

از طرفي فكر ميكنم توجه نكردي كه انتخاب يك شريك مناسب جنسي در ازدواج چه نقش عمده اي داره.. و داشتن شريك نامناسب تا چه اندازه سلامت روحي و رواني افراد رو به مخاطره ميندازه...

 

دوست خوبم..کیانوش....

 

مصطفي مهربان...

بايد بگم كه ارتباط جنسي نقش بسيار مهم و به سزايي داره... اين از نظر علمي ثابت شده و خود تو با كمي جستجو به اونچه كه ميگم خواهي رسيد.. و البته اين همه ابعاد يك عشق و زندگي نيست كه خود مبحث جداگانه اي داره... اما فاكتور مهمي است كه من به صورت جداگانه در مورد آن به بحث پرداخته ام.. فاكتوري كه در فرهنگ و سنت ما .. هميشه روي آن با اسامي چون حجب و حيا و آخ و جيز وو.. سرپوش گذاشته اند..

در مورد غرب هم بايد بگم هر چند كه شايد بنيان خانواده دير تر تشكيل بشه اما منطقي تر تشكيل مي شه( نه با يه ساعت گفتگو در يه جلسه خواستگاري) و همين موضوع سبب پايدارتر شدن اين بنيان ميشه.. مطمئنا نميشه به اونچه كه تلويزيون  و رسانه هاي ما از غرب و روابط خانوادگي نشون ميده اعتماد كرد . اونچه كه من و تو مي بينيم با واقعيت فاصله داره..

از طرفي فكر نميكنم آمار طلاق در ايران يا غرب رو بررسي كرده باشي.. مطمئنا به نتايج جالبي مي رسي..  و البته اين رو در نظر بگير كه اينجا بسياري از زوج ها به خاطر جيز بودن  طلاق..به خاطر ترس از طرد شدن توسط خانواده.. به خاطر مشكلات مالي و ترس بي سر پناهي(در مورد زنها)  و حرف مردم و... و... در كنار هم نه زندگي ، كه زنده گي  ميكنند.. نميدونم ايا چيزي درباره طلاق خاموش شنيدي يا نه؟

 

و اما محمد رضاي گرامي..

تا وقتي كه به موجوديت يك زن به چشم مفعول و كشتزار مرد نگاه ميكنيد ، تضاد فكري بين من و تو تا قيامت ادامه خواهد داشت...

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در چهارشنبه هفتم دی 1384 و ساعت 13:58 | 

  

  اعتراف مي كنم كه پست قبلي رو تند و با عجله نوشتم.. و فكر ميكنم كه اين موضوع باعث شد كه آنچه بيان كردم ، درست فهميده نشه..

من به خوبي واقفم به اينكه اگر زني بخواهد بيايد اينجا و از سكس بنويسد، چقدر عجيب و سوال برانگيز است .. با تقكر سنتي جامعه اي كه من در آن مي زيم، كه سالهاست نسل به نسل با سنگواره گي عجيب و سنگيني منتقل مي شود.

عشق تركيبي است از عناصر روحي و جسمي.. وعشقي كه شايسته نام عشق باشد تنها آن است كه از اتحاد و آميزش اين دو پديد آمده باشد.

من به عنوان يك جنس زن خوب ميدانم كه هر زن جوان دوره اي دارد كه به علت آداب اجتماعي و موانع ديگر تمايل جنسي خود را به صورت عشق افلاطوني ساكت ميكند .. ولي خود را فريب مي دهد..

دختر با اينكه با كيفيت عشق آشناست، در اثر آداب جامعه و تعليمات ناچار است احساسات دروني خود را در سينه حبس كندآگاهانه يا ناآگاهانه! – اين دختر پرهيزگار پسري را مي بيند و قلبش از ديدن او به طپش مي افتد ، ولي چون ديگران حاضرند جز از مسائل عادي و كلي حرفي نمي زند اما نگاه و يا تماس دست او را منقلب ميكند(خوب به ياد دارم كه دوستي در دوران دبيرستان به پسر دايي خود علاقه داشت و از اينكه پسر دايي پاي خود را به پاي او زده بود، صحبت مي كرد.. اينكه حس خوبي به او دست داه تا باعث شده بود آنرا تعريف كند. و باز همان حس باعث شده كه در ذهن من باقي شود..)

اين حالت مقدمه عشق است اما به حكم رسم و عادت دختر خود را ناچارا بي علاقه نشان ميدهد و گاه حتي خود نيز غافل است كه تظاهر ميكند.

و هر اندازه هم كه مايل به معاشقه و تسليم باشد، اما ترس رسوايي عنان او را ميكشد و همين ترس هزاران زن را به عشق افلاطوني وا مي دارد و گمان مي كنند با پاك كردن و مقدس نمودن احساسات دروني درماني يافته و چاره سازي كرده اند.

ولي در زير اين آب آرام گردابي است و در درون اين ظاهر خاموش غوغايي برپاست.

و نتيجه سركوب آن را در جوانان فقط با كمي واقع نگر بودن به آساني مي توان ديد.. مي بينيم كه مساله سكس هنوز براي جوانان ما حل نشده و يك مساله اصلي است، وسايت هاي سكس و سكس چت ها كه شاهد حضور گسترده آن هستيم، اين مساله را تاييد مي كند.

من به خوبي به تفاوتهاي بين زن و مرد آگاهم. و هيچ گاه طرفدارنظريه آزادي جنسي نبوده و نخواهم بود. (دلايلم را در پست بعدي خواهم نوشت).

اما،

انتخاب شريك نا مناسب جنسي كه بسيار در خواستگاري ها پيش مي آيد، قطعا لطمه هاي شديدي به بنيان خانواده و اجتماع وارد مي كند  كه باز افزايش روز افزون آمار طلاق شاهد اين مدعاست.

و اين لطمه در مورد يك زن بسيار جبران ناپذيرتر خواهد بود و اين همان مساله است كه همواره در كشور من، جامعه من و خانواده من تحت عنوان يك غريزه حيواني و نه انساني پوشانده شده است.

و باز هم اما،

آنچه از همه اين نوشتار مد نظر من بود ، اين نيست.

فقط خواستم بگويم تا كي مي خواهيم با تزريق اين افكار متحجرانه در خون و مغز و فكر و موجوديت دخترانمان آنها را با مشكلات بيشتري در بودنشان مواجه سازيم؟

باز هم تاكيد ميكنم كه منظور آزادي هاي جنسي نيست.

آيا اگر دختر من با كسي كه دوستش دارد، در سن مثلا ۲۲ سالگي، ربطه اي جنسي برقرار كندكه حق مسلم اوستبايد مورد سرزنش حتي از طرف خود قرار گيرد؟

شما نمي بينيد همان دختر را كه بعدها با چه چالش هاي روحي و رواني كه خود آنرا عذاب و جدان و احساس گناه مي نامد روبروست و افسردگي هايي كه مطمئنا از او مادر سالمي نخواهد ساخت.

اين فقط فرياد يك حق طبيعي بود.. و بس...

حاشيه:  عشق جسمي مكمل عشق روحي است و همين طور عشق روحي بدون عشق جسمي ناقص است. عشق جسمي نيز به همان اندازه شريف و ملكوتي است.

 

گفته های این استاد دانشگاه رو هم بخونید..

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در دوشنبه پنجم دی 1384 و ساعت 19:1 | 
جوابیه
درود...

در جواب پستی که به نام فریاد فرستادم.. گندم عزیز اینو نوشته:

...اره مشروعیت یه رابطه رو عشق تعیین میکنه.......
ولی عشق 2 طرفه......
اره مشروعیت رو عشق تعیین میکنه
ولی عشق با اعتماد.....
نه اینکه چشمات و ببندی و بگی من عاشقم پس اونم هست....
پس چون من عاشقشم اون مرده.......
پس چون من عاشقم اون هیچ وقت من رو ول نمیکنه......
اگه عاشق بودی پس این ترس اینجا چی بود........
چرا حتی وقتی احساس کردی حامله ای باز ترسیدی که نکنه بره.....
هاننننننننننننننننننننننن
نمیدونم چرا دارم اشک میریزم.....نمیدونم......
شاید من تو رو درک نمیکنم....
شاید من جای تو نبودم...........
ولی.....

اول از همه می خوام بگم به نظر شما دو طرفه بودن یه عشق رو چی تعیین میکنه؟ ممکنه کسی مدتها بهت بگه دوستت دارم.. و هر کاری که فکرشو بکنی تا اثبات یه عشق باشه .. اما یه روز بذاره و بره.. اما این نشانه خیانت اون نیست.. شاید اون واقعا عاشقت باشه.. اما یه روز به این نتیجه میرسه که نمی تونه تو رو برای همیشه بدست بیاره.. یا اینکه نمی تونه تو رو اونطور که آرزو داره خوشبخت کنه.. و هزاران اما واگر دیگه .. اونوقت آیا تو و اون باید در آرزوی این که حتی یه بار همدیگه رو بغل کرده باشین یا بوسیده باشین بمونین؟

اصلا چرا راه دور می رم.. یه مثال ساده تر.. این مامان باباهای ایرونی رو که می بینی .. شاید بعضی از اونایی که اینو می خونن درک نکنن.. اما هنوز خیلی زیادن پدر و مادر هایی که به هیچ وجه اجازه نمی دن بچه هاشون انتخابی داشته باشن... وای که بفهمن مثلا طرف دوست دختر پسرشون هم بوده... دیگه آه و واویلاس.. حتی اگه پسره به زور هم دختره رو بگیره.. دختره تا آخر عمرش باید سرکوفت خانواده شوهرشو تحمل کنه...

بازم همون سوال قبلی مطرح میشه... حالا تکیف چیه؟

سالهاست که تو گوش ما دخترا می خونن نباید .. نباید  بری سینما.. نباید بلند بخندی.. نباید بدوی.. نباید لباسی رو که دوس داری بپوشی.. نباید با پسرا گرم بگیری.. نباید با پسری دوس بشی.. نباید... نباید آرایش کنی.. نباید .. نباید از س ک س حرف بزنی .. نباید امتحانش کنی.. نباید س ک س و دوس داشته باشی.. نباید لذت ببری ... نباید..نباید...

ما خودمون هم با خودمون مشکل داریم.. و من میدونم که به خاطر گفتن اینها خیلی وصله ها رو به خودم می چسبونم .. حتی از طرف نزدیکترین دوستام .. که مثلا ناهید تجربه سکس داره.. و ... و...

اما مهم نیست من نظر خودم رو می دم.. عاقبت که چی؟ تا کی می خوایم با همین تفکرات پوسیده و مسخره خودمون رو گول بزنیم؟

من به عنوان یه دختر با کی می تونم مشورت کنم؟ با کی می تونم راحت باشم؟

اگه کسی رو دوس داشتم نباید آرزو کنم کاش یه شب کنارش باشم تا صبح..

اصلا شاید من هیچ وقت نخوام که ازدواج کنم.. نباید هیچ وقت س ک س کنم؟

آره نباید .. می دونین چرا ؟ چون من یک زنم.. و یک زن پر از نباید هاست.. نباید ها...

همه ما قبول داریم که این یک غریزه اس یک نیاز.. که در همه ما وجود داره.. یه لذت که خدا در وجود همه ما گذاشته برای این که بهتر زندگی کنیم... اما میگن کنترلش کن.. آیا ما داریم این غریزه رو کنترل می کنیم؟

نه...ما داریم میل خودمون رو سرکوب میکنیم.. نه کنترل...

تصور کن الان نیاز داری که حرف بزنی.. یه میله .. اما دهنتو چسب بزنن... چه حالی بهت دس میده...

بگذریم.. خیلی حرف زدم.. قبلا به این صفحه لینک داده بودم.. اما می خوام یه بار دیگه هم به همین صفحه لینک بدم.. سر بزنی بیشتر منو می فهمی..

عملکرد واژه ها در سرکوب زنان

نشد که بقیه ماجرا رو بگم.. باشه واسه پست بعدی.. دلیل ترس هم بی پولی بود و بچه ای که می خواست به وجود بیاد... نه .. به وجود اومده بود...

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در جمعه دوم دی 1384 و ساعت 20:18 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar