تبليغاتX
زن باکره
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
بی بازگشت

و آنچنان بي كس، كه بر خود مي لرزم از اين تنهايي هاي عظيم بي رهگذر...

و بي عشق .. بي هر گونه وابستگي... و باز بر خود مي لرزم از آنچه آرزويش مي كنم .. از آرزوي نبودن...

از آرزوي  نبودن؟؟؟؟

و چه بيهوده به نظر مي رسد اين بودن، كه مرا در خود كشيده و ميترسم از آنكه قولها را بشكنم و عهد ها را زير پا نهم ... بي هيچ بازگشتي ....

بي هيچ بازگشتي ... اكنون كه بيمناكم حتي بر معاد خود...

 چه آسان مي توان رفت ...

چه سخت مي توان رفت...

مي انديشم كه از بودن يا نبودنم چه حاصل ؟...

|+| نوشته شده توسط ناهید در چهارشنبه چهارم آبان 1384 و ساعت 14:10 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar