تبليغاتX
زن باکره
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
این چه غم بود؟؟؟

برسان باده که غم روی نمود، ای ساقی

این شبیخون بلا باز چه بود؟ ای ساقی

حالیا عکس دل ماست در آیینه جان

تا چه رنگ آورد این چرخ کبود، ای ساقی

تشنه خون زمین است فلک، وین مه نو

کهنه داسی است که بس کشته درود، ای ساقی

بس که شستیم به خوناب جگر جامه جان

نه از او تار به جا ماند و نه پود، ای ساقی

حق به دست دل من بود که درمحضرعشق

سر به غیر تو نیاورد فرود، ای ساقی

درفرو بند که چون سایه در این خلوت غم

با کسم نیست سر گفت و شنود ای ساقی

 

|+| نوشته شده توسط ناهید در یکشنبه دوازدهم تیر 1384 و ساعت 0:7 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar